سفر به امامزاده ابراهیم – مسیری از دشت و جنگل و کوه

امامزاده ابراهیم روستای متفاوتی است . خیلی متفاوت از روستاهایی که همه جای ایران دیده ایم و کمی متفاوت با آنچه در گیلان مرسوم است . روستایی با خانه های چندین طبقه چوبی که در نگاه اول خیلی از خانه ها نیمه کاره اند . دیوار ندارند و بجای دیوار پارچه هایی بسته اند . پارچه هایی رنگارنگ که داخل خانه را از بیرون آن جدا می کند . این روستا در امتداد دره ای از کوه های جنوبی استان کیلان و به موازات دره هایی که قلعه رودخان و ماسوله را در خود جای داده است قرار دارد . این دره آخرین دره شرقی قبل از رودبار است و این روستا ، آخرین روستا در این مسیر . بعد از این روستا ، کوه ها به شدت ارتفاع می گیرند و با شیب تند بالا می روند . تا خود روستا شیب آنچنان زیاد نیست ولی در ادامه ، کوه ها دیوار مستحک سبز رنگی هستند که اجازه ورود به اضافه خواهی های بشر نداده اند . روستای امامزاده را در کنار رودخانه ای ساخته اند که آب دایمی دارد و از میان ده رد می شود و ده را به دو قسمت شرقی و غربی جدا می کند. خانه های چهار طبقه چوبی یکدست که تنها تفاوتشان در دیوارهای چوبی یا پارچه ای شان است ، نمایی از رودخانه را در پنجره های خود دارند .

برای رسیدن به روستا از رشت باید مسیر شفت یا آقا سید شریف را به سمت جنوب ادامه داد و در ادامه ، در امتداد دره ای که دو طرفش را کوه های پوشیده از جنگل گرفته اند در جاده ای آسفالته به امامزاده رسید . فاصله زمانی ده از رشت کمتر از یک ساعت است . ولی ارتفاع نسبی روستا نسبت به دشت گیلان و همجواری آن را کوه های بلند البرز ، این امکان را فراهم می کند که هوایی نمناک و خنک در تمام طول سال در این روستا در جریان باشد و این فرصت غنیمتی است برای اهالی گیلان که تابستان های گرم جلگه را در هوای خنک امامزاده سپری کنند . از قدیم که زائران امامزاده از رشت و دیگر شهرها می آمده اند در اتاق هایی در ساختمان های چند طبقه بدون دیوار سکونت داشتند تا هوای خنک کوهستان در این خانه ها جریان یابد و گرما را از وجودشان بزداید . الان هم همین است که خیلی از خانه ها دیوار ندارند . لذت مضاعفی دارد احساس نسیم کوهستان از طبقه بالای این خانه های چوبی وقتی دور تا درو خانه را برای دریافت حداکثر جریان باد ممکن خالی گذاشته اند .

بر خلاف روستاهایی مثل ماسوله که شناخته شده اند و از همه جای ایران مسافر دارند ، امامزاده ابراهیم را کمتر می شناسند . بیشتر مسافر این روستا هنوز هم زایرین داخل استان اند و هر از چندگاهی پیش می آید که مسافرین کنجکاو هم سر از این روستا در بیاورند . اگرچه روستا برای میزبانی از انواع مسافران ، امکانات کافی دارد .

برنامه سفر به این روستا را سال گذشته طرح ریزی کردیم و در سفری یک روزه با شروع از شهر پونل و اول جاده پونل به خلخال ، امتداد کانال انتقال آبی را که از سمت کوهستان آب را در امتداد دشت گیلان هدایت می کند ادامه دادیم . این کانال از محدوده شهرستان شفت در جنوب شرق گیلان آب را دریافت نموده و آن را تا محدوده رضوانشهر از میان شالیزارها هدایت می کند و دشت را سیراب می کند . کنار این کانال ، جاده آسفالته بسیار خلوتی است که کاملا مناسب دوچرخه سواری است . جاده ای با دیدی عالی از جنگل و مزارع و آرامشی مثال زدنی در کنار آبی که به آرامی جریان دارد و هر جا که از نزدیکی شهر و روستایی رد می شوی ، دسته دسته غازها و اردک ها را م یتوانی ببینی که از بازی در این آب لذت می برند . در سفر سال گذشته ، صبح از پونل شورع کردیم و با سرعت تمام جاده را طی کردیم . ظهر به امامزاده رسیدیم و بعد از ظهر در مسیر برگشت به آقا سید شریف رسیدیم . جایی که پایان برنامه مان بود . امسال برنامه را برای 30 نفر طرح ریزی کرده بودیم و با توجه به الزاماتی که تیم پر تعداد دارد ف اجرای چنین برنامه ای در یک روز اجرایی نبود . برنامه در دو روز طرح ریزی شد . با شروع از فومن . حدود ساعت 12 شب از تهران به راه افتادیم و صبح حدود ساعت 5 در فومن پیاده شدیم . پارک چهاردخترام فومن محلی بود که برای آماده سازی تیم قبل از رکاب زنی در نظر گرفته بودیم . پارکی زیبا در مرکز شهر فومن با مجسمه هایی از زندگی روزمره مردم . جایی که زندگی در آن جریان دارد . حتی ساعت 5 صبح . صبحانه را به صرف حلیم در حلیم پزی کنار پارک مهمان بودیم و بعد از آن دوچرخه ها را مونتاژ کرده و آماده رکاب زنی شدیم . نرمش صبحگاهی در پارک زیبای فومن ، نقطه شروع برنامه بود . در هوایی بسیار عالی ، گرم شدیم و حرکات کششی داشتیم . سپس در مسیر جاده ماسوله رکابزنی را شروع کردیم و بعد از 5 کیلومتر وارد جاده زیبای کانال شدیم . در مسیر کانال از روستاهای زیادی گذشتیم و به تدریج طبیعت دشت به طبیعت کوهستانی تغییر شکل می داد . در انتهای مسیر ، کانال وارد جنگل می شد و اینجا جایی بود که راه ما جدا می شد و در مسیر جنوب باید راه امامزاده را ادامه می دادیم .

جاده کانال – خلوت و رویایی

تا اینجای مسیر ، تقریبا مسیری کفی را رکاب زده بودیم و کسب ارتفاع زیادی نداشتیم . ولی از اول جاده امامزاده کم کم سربالایی شروع شد . در مسیری فرعی از روستای زیبای ویسرود هم دیدار داشتیم و ناهار را در باغی در انتهای روستا صرف کردیم . در کلبه های چوبی این باغ ، بساط ناهارمان با بوی خوش دوشاب خرمالو که از خرمالوهای وحشی جنگلی روی آتش پخته می شد آمیخته بود و لذت مضاعفی داشت . این شانس را هم پیدا کردیم که این دوشاب خوشمرپزه را تازه به تازه بچشیم .

بعد از ناهار و استراحتی کوتاه ، دوباره نرمش و آمادگی قبل از رکابزنی داشتیم و بعد از گرم شدن ،دوباره مسیر را به سمت امامزاده ادامه دادیم  . به انتهای مسیر که نزدیک می شدیم ، سربالایی شدید تر می شد و بعد از بقعه بابارکاب ، شیب مسیر بیشتر شد . بعد از پشت سر گذاشتن چند پیچ پی در پی روستا از دور پدیدار شد . رنگارنگ و منظم و در میان روستا گنبد نقره ای امامزاده خودنمایی می کرد . تا غروب کمی وقت مانده بود و این امکان را داشتیم که در خانه ای چوبی که از پیش رزرو شده بود مستقر شویم و قبل از تاریکی گشتی در روستا داشته باشیم .

شام را در روستای کنار اقامتگاه صرف کردیم و استراحت نمودیم تا صبح فردا با انرژی بیشتر به مسیر ادامه دهیم .

بقعه بابا رکاب

برنامه روز دوم با پیاده روی صبحگاهی ساعت 7 صبح آغاز می شد . این قسمت از برنامه اختیاری بود و اعلام شده بود هر کس مایل به پیاده روی بود ساعت 7 پایین باشد و جالب اینکه همه آمده بودند . ساعت 7 به سمت آبشارهای زنجیره ای بالادست ده حرکت کردیم . در مسیر حرکت های نرمشی و کششی را با هدایت علی آقا اجرا کردیم تا صبح شادتری داشته باشیم . برای دیدن آبشارها لازم نیست خیلی از ده دور شد . در مسیری که در کنار رودهپخانه وجود داد می توان امتداد رودخانه را ادامه داد و د کمتر از یک کیلومتر از ده ، تعداد زیادی از این آبشارها را که برخی طبیعی اند و برخی آب بندهای سیمانی ، خواهید دید . پیاده روی بسیار زیبایی داشتیم و در صبحی با هوایی که وصف ناپذیر لذت بخش بود ، با صدای رودخانه ، از احساسات خوب پر لبریز شدیم .

یکی از آبشارهای مسیر امامزاده ابراهیم

ادامه دوچرخه سواری مان در مسیری اکثرا سرازیری بود . در بخشی از مسیر ، بازدید از امامزاده اسحاق را در برنامه دیده بودیم که با توجه به هشدارهای هواشناسی در خصوص بارش باران ، این قسمت از برنامه را حذف کردیم و با فراغت بیشتر در مسیری زیبا به سمت دریاچه سقالکسار ادامه مسیر دادیم . در قسمت هایی از مسیر که جنگل تمام می شود و وارد شالیزارها می شویم ، تعداد زیادی آبگیر ساخته اند که آب را برای استفاده در شالیزارها ذخیره کنند . کنار هر یک از این آبگیرها ، فضایی رویایی برای اقامت و استراحت است . بزرگترینشان هم سد خاکی سقالکسار است که نزدیک به آقا سید شریف است و با فاصله ای کم در جاده ای آسفالته می توان به آن رسید . فضایی زیبا که متاسفانه به شدت درگیر گردشگری غیر مسئولانه شده و طبیعتی شکننده و رو به زوال یافته است . ماشین هایی که در هر گوشه ای روی چمن های اطراف دریاچه جولان می دهند و هر کس هر جایی که خواست ، بساط آتش راه انداخته . چمن هایی که در بیرون از محوطه شاداب و زیبا اند ، در اطراف سد ، آنقدر پایمال شده اند که اگر سبزی کم رنگی هم راند قطعا به مدد خاک پر برکت این منطقه و رطوبت دایمی آن است وگرنه خیلی وقت پیش از میان رفته بود . جای تعجب داشت که چگونه مدیریت این مجموعه که تحت نظر دهیاری سقالکسار اداره می شود و احتمالا از این طریق ورودی و درآمد دارد ، در خصوص نگهداری و صیانت از مجموعه و الزام به گردشگری مسئولانه تلاشی نداشته است . با اینکه مسیری بصورت کمربندی دور دریاچه ساخته اند که ماشین ها به آسانی به تمامی قسمت ها دسترسی داشته باشند ، چا نیازی است که ماشین ها تا پای آب و روی چمن ها پایین بیایند . آقا واقعا پیاده روی در حد 50 متر برای خانواده ها آنچنان دشوار است که باید طبیعت منطقه بهای آن را بپردازد . ؟؟؟

یکی از آبگیرهای بسیار زیبای مسیر

ولی با تمام این اوصاف ، سقالکسار فعلا زیباست و جایی بسیار عالی باری صرف یک روز در کنار خانواده . امکانات رفاهی ضروری هم در کنار آن ایجاد شده است و می توان روز شادی را در آن سپری نمود . ما ناهار را مهمان این دریاچه زیبا بودیم و بعد از ناهار و استراحتی کوتاه ، سوار اتوبوس شدیم تا بتوانیم به موقع به تهران برسیم .

فاجعه خودروها در اطراف سد

در خصوص این برنامه موارد زیر حایز اهمیت اند :

  • ترک جی پی اس مسیرها در سایت wikiloc آپلود شده اند و در صورت نیاز می توانید از لینک های زیر دریافت  نمایید . همچنین لینک سفر سال گذشته نیز موجود است .سفر سال 96    سفر روز اول 97 سفر روز دوم 97
  • در این مسیر از روستاها و شهرهای زیادی عبور می کنید و تقریبا همه جا به امکانات ضروری دسترسی دارید .
  • در امامزاده ابراهیم تقریبا تمامی خانه ها باری اقامت اجاره داده می شوند .در تابستان می توانید سوییت های باز ( خانه های بدون دیوار ) را اجاره کنید ولی برای سفرهای پاییزی حتما باید سوییت گرم بگیرید چون هوا نسبتا سرد می شود .
  • در ده به تعداد زیاد اغذیه فروشی و رستوران وجود دارد .
  • از امامزاده ابراهیم اگر کوه ها را ادامه دهید می توانید به ییلاقات رودبار برسید . ( مثل سلانسر ) . ولی اکثر این مسیرها بسیار شیب دارند و در برخی مواد حتی شیب مسیرها به بالای 30 درصد می رسد و طی کردن این مسیرها با دوچرخه بسیار منشکل است و توصیه نمی شود . ولی برای سفرهای پیاده ، مسیرهای فوق العاده ای هستند .
  • برای هماهنگی اقامت ،گزینه های زیادی وجود دارند ، ولی من شماره تعدادی را که می توانند برایتان اقامتگاه   فراهم کنند اینجا می آورم .آقای محمدی ، متولی امامزاده و فردی بسیار نیک که مهمانشان بودیم : 09113488952

آقای سالار محمدی 09118400591

09118076237

09114632495

 

  • غذا را در رستوران پرویز صرف کردیم که متاسفانه کیفیت غذای مطلوبی نداشت . لذا توصیه نمی کنم . گزینه های دیگر را امتحان کنید و ما را در تجربیات خود شریک نمایید .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *